دیکشنری فارسی

enure

معنی فارسی

عادت دادن خوغادن معتادکردن اموخته کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝn yoor´/vt., vi.

رجوع شود به: inure

مترادف‌ها

verb neuter
[Written also and usually Inure.] (Law.) Be applied, come into use, take effect.

واژه‌های دیگر با معنی «عادت دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن