دیکشنری فارسی

roulade

UKruːlæd

معنی فارسی

غلت تحرير

معنی کامل و مثال‌ها

/rōō läd´/n.

● (موسیقی) تحریر، غلتاندن آواز در گلو

● (قطعه گوشتی که دور گوشت خرد کرده و غیره می‌پیچند و می‌پزند) رولاد

تعریف انگلیسی

noun
  1. a dish consisting of a slice of meat that is rolled around a filling and cooked
  2. (music) an elaborate run of several notes sung to one syllable

واژه‌های دیگر با معنی «غلت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن