roved
UKrouvd
معنی فارسی
گرديدن آواره گشتن بي مقصد گشتن گشتن در آواره شدن در سير بي مقصد
گرديدن آواره گشتن بي مقصد گشتن گشتن در آواره شدن در سير بي مقصد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن