دیکشنری فارسی

rusted

UKrʌstid US'rʌstəd

معنی فارسی

زنگ زنگار زنگ گياهي يرقان زنگ زدن از کار افتادن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having accumulated rust “rusted hinges”

واژه‌های دیگر با معنی «زنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن