دیکشنری فارسی

sanitized

UKsænitaizd US'sænı'taızd

معنی فارسی

نازا عقيم بي بار شوره بي حاصل بائر خشک سترون بيهوده بيروح

تعریف انگلیسی

adjective
  1. made sanitary “Participle of verb: sanitise (for: sanitised), sanitize”

واژه‌های دیگر با معنی «نازا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن