دیکشنری فارسی

unoriginal

UKʌnəridʒənl

معنی فارسی

نازا عقيم بي بار شوره بي حاصل بائر خشک سترون بيهوده بيروح

واژه‌های دیگر با معنی «نازا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن