دیکشنری فارسی

sauces

UKsɔːsiz US'sɔsəz

معنی فارسی

چاشني اب خورش سوس سس محلول نمک دار مزه تندي گستاخي پررويي

واژه‌های دیگر با معنی «چاشني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن