دیکشنری فارسی

scam

USskæm

معنی فارسی

کلاهبرداري، گوشبري، شيادي

رجوع شود به confidence game

کلاهبرداري کردن، گوش بريدن، شيادي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/skam/n., vt.

● کلاهبرداری، گوشبری، شیادی

● رجوع شود به:confidence game

● کلاهبرداری کردن، گوش (کسی را) بریدن، شیادی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a fraudulent business scheme
  2. deprive of by deceit “He swindled me out of my inheritance” “She defrauded the customers who trusted her” “the cashier gypped me when he gave me too little change” “Somebody ----s somebody” “Somebody ----s somebody PP”

واژه‌های دیگر با معنی «کلاهبرداري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن