دیکشنری فارسی

scarring

UKskɑːriŋ US'skɑ:rıŋ

معنی فارسی

نشان (زخم) داغ اثر زخم

واژه‌های دیگر با معنی «نشان (زخم)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن