scholium
معنی فارسی
تفسير حاشيه تفسير صرف ونحوي سفر سنگ
معنی کامل و مثالها
/skō´lē ǝm/n., pl.
● (به ویژه در متون کهن یونانی و لاتین) حواشی، تفسیر
● (در کتابهای ریاضی) توضیح اضافی
مترادفها
adjective
Annotation, comment, remark, observation, note, elucidation, gloss.