دیکشنری فارسی

scholium

معنی فارسی

تفسير حاشيه تفسير صرف ونحوي سفر سنگ

معنی کامل و مثال‌ها

/skō´lē ǝm/n., pl.

● (به ویژه در متون کهن یونانی و لاتین) حواشی، تفسیر

● (در کتاب‌های ریاضی) توضیح اضافی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a marginal note written by a scholiast (a commentator on ancient or classical literature)

مترادف‌ها

adjective
Annotation, comment, remark, observation, note, elucidation, gloss.

واژه‌های دیگر با معنی «تفسير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن