scot
UKskɔt
USskɔt
معنی فارسی
باج خراج سهم پرداختي
معنی کامل و مثالها
/skät/n.
● مالیات، باج، عوارض
* pay scot and lot
کاملا پرداختن، تا شاهی آخر پرداخت کردن
* scot and lot
(انگلیس - سابقا) مالیات محلی (که طبق استطاعت شخص برآورد میشد)
* scot-free, adj.
1- بیمالیات، معاف از مالیات 2- بیآسیب، درامان 3- معاف از جریمه یا تنبیه
تعریف انگلیسی
noun
- a native or inhabitant of Scotland
مترادفها
noun
1. Tax, contribution, custom.
2. Payment, fine, mulct, contribution, reckoning, shot.
3. Scotchman, native of Scotland.