toll charge معنی فارسی باج واژههای دیگر با معنی «باج» toll باج، باج راه، راهداري tribute باج، خراج، جزيه tollage باج، عوارض، راه باج impost باج، ماليات، حقوق گمرکي scot باج، خراج، سهم پرداختي tollable باج بردار، باج بده scotfree بخشوده از باج، بي باج tax ماليات، باج، خراج cess ماليات، باج toll thorough راهداري، باج پل