دیکشنری فارسی

scrimpy

UKskrimpiː

معنی فارسی

کم اندک غيرکافي تنگ کم کوچک

معنی کامل و مثال‌ها

/skrim´pē/adj.

صرفه‌جو، صرفه‌جویانه

کم، ناکافی، مضایقه شده

واژه‌های دیگر با معنی «کم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن