دیکشنری فارسی

seams

UKsiːmstris USsi:mz

معنی فارسی

درز بخيه داغ نشان فاصله رگه چينه نازک درزدار کردن بخيه کردن

واژه‌های دیگر با معنی «درز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن