seashore
US'si:'ʃɔ:
معنی فارسی
ساحل دريا.
معنی کامل و مثالها
/-shôr´/n.
● کرانه، دریا کنار، ساحل
she sells seashells by the seashore
او در کنار دریا گوشماهی میفروشد.
● (حقوق) بخشی از کرانه که میان حد جزر و مد قرار دارد