sejant معنی فارسی نشسته درحال جلوس درحال چمباتمه زدن. واژههای دیگر با معنی «نشسته» sedentariness نشسته، هميشه نشين، خانه نشين sedentary نشسته، هميشه نشين، خانه نشين sedent نشسته . obsolesced باز نشسته، متقاعد، از کار افتاده superannuated باز نشسته، متقاعد، از کار افتاده stranded بگل نشسته، معطل، لنگ sitting position وضعيت نشسته crouch start استارت نشسته sprint start استارت نشسته superannuate باز نشسته کردن، متقاعد کردن، از کار انداختن