دیکشنری فارسی

seldom

UKsldəm US'seldəm

معنی فارسی

بسيار کم ندره بندرت ندرتاً

معنی کامل و مثال‌ها

/sel´dǝm/adv., adj.

● به ندرت، گهگاه، ندرتا، کم، کمتر

where there is seldom heard a discouraging word ...

در جایی که کمتر حرف مایوس کننده شنیده می‌شود ...

she seldom comes here

او به ندرت اینجا می‌آید.

● نادر

تعریف انگلیسی

adverb
  1. not often “we rarely met” “Derived from adjective: rare (for: rarely)”

مترادف‌ها

adverb
Rarely, infrequently.

واژه‌های دیگر با معنی «بسيار کم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن