دیکشنری فارسی

self contained

معنی فارسی

خود دار ، تودار ، باحوصله ، همه چيز سر خود ،

کامل

مترادف‌ها

adjective
Reserved, reticent, taciturn.

واژه‌های دیگر با معنی «خود دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن