seried معنی فارسی تنگ هم بهم چسبيده بهم فشرده مضرس. واژههای دیگر با معنی «تنگ هم» serried تنگ هم، بهم چسبيده stow تنگ هم چيدن، خوب جا دادن stowage (عمل) تنگ هم چيدن ياخوب جادادن (کالا) cont-line فاصله ميان رشته هاي طناب ياچليک هايي که، تنگ هم چيده باشند steeve تيري که بوسيله ان کالاي کشتي راتنگ هم، ميچينند، تنگ هم چيدن niggling زياده از حد وقت برده، خرد، جزئي cramped شلوغ، انباشته، چپانده miosis تنگ شدن مردمک چشم، هم کشي مردمک stenosed باريک، تنگ، هم کشيده