دیکشنری فارسی

serpent

UKsəːpənt US'sə:pənt

معنی فارسی

مار حيه اهريمن شيطان ادم خائن

معنی کامل و مثال‌ها

/su_r´pǝnt/n.

● مار (به ویژه مار درشت و سمی)، افعی

● آدم حیله‌گر، آدم موذی

● (معمولا S بزرگ) شیطان، ابلیس، اهریمن

● (موسیقی - در قدیم) نوعی ساز بادی

تعریف انگلیسی

noun
  1. limbless scaly elongate reptile; some are venomous
  2. a firework that moves in serpentine manner when ignited
  3. an obsolete bass cornet; resembles a snake

مترادف‌ها

noun
Snake.

واژه‌های دیگر با معنی «مار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن