shagged
UKʃægd
معنی فارسی
زبر درهم وبرهم کرک شده مودراز پرمو پشمالو
معنی کامل و مثالها
/shagd/adj.
● (انگلیس - عامیانه - معمولا با: out) خسته، از پا افتاده
تعریف انگلیسی
adjective
- having a very rough nap or covered with hanging shags “junipers with shagged trunks” “shaggy rugs”