shelly US'ʃelı معنی فارسی صدفي پر صدف واژههای دیگر با معنی «صدفي» testaceous صدفي، صدف دار، داراي رنگ آجر زرد conchiferous صدفي، صدف دار، صدف خيز nacreous صدفي shell lime سنگ آهک صدفي hard clam حلزون داراي کفه هاي صدفي سخت. testacean صدف دار، صدفي، نرمتن صدف دار. conchoidal داراي پستي وبلنديهايي شبيه داخل صدف، صدفي. squamous فلسي، فلس دار، پولک پولک. accidentalism پيش امد گرايي، اتفاقي (بودن)، تصادف