testaceous
معنی فارسی
صدفي ، صدف دار ، داراي رنگ آجر زرد
معنی کامل و مثالها
/tes tā´shǝs/adj.
● پوستهدار، لاکچهدار
● پوسته مانند، سختپوسته مانند، لاکچه مانند
● (رنگ) قهوهای مایل به سرخ
تعریف انگلیسی
adjective
- relating to or possessing a testa or hard shell “testaceous fish” “Pertains to noun: testa”