دیکشنری فارسی

skinned

UKskaind USskınd

معنی فارسی

پوست جلد چرم مشک خيک جان وجود پوستي جلدي

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having skin of a specified kind

واژه‌های دیگر با معنی «پوست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن