دیکشنری فارسی

sleeplessly

UKsliːpləsliː

معنی فارسی

بي خواب بيقرار

تعریف انگلیسی

adverb
  1. without sleep; in a sleepless manner “he was lying in bed sleeplessly” “Derived from adjective: sleepless”

واژه‌های دیگر با معنی «بي خواب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن