spanking
UKspæŋkiŋ
US'spæŋkıŋ
معنی فارسی
سريع سريعالسير تند تندرو تيزپا تند عالي خارقالعاده ابر روال بزرگ
معنی کامل و مثالها
/-kiŋ/adj., adv., n.
● سریع، سریعالسیر، تند، تندرو، تیزپا
● (نسیم) تند
● (عامیانه) عالی، خارقالعاده، ابر روال، بزرگ
● (عامیانه) کاملا، صد در صد
spanking new
نو نو، کاملا نو
● چند در کونی (برای تنبیه)