دیکشنری فارسی

spanking

UKspæŋkiŋ US'spæŋkıŋ

معنی فارسی

سريع سريعالسير تند تندرو تيزپا تند عالي خارقالعاده ابر روال بزرگ

معنی کامل و مثال‌ها

/-kiŋ/adj., adv., n.

سریع، سریع‌السیر، تند، تندرو، تیزپا

(نسیم) تند

(عامیانه) عالی، خارق‌العاده، ابر روال، بزرگ

(عامیانه) کاملا، صد در صد

spanking new

نو نو، کاملا نو

چند در کونی (برای تنبیه)

واژه‌های دیگر با معنی «سريع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن