speckling معنی فارسی خال ، لک يالکه کوچک ، لک دار يا خالدار کردن واژههای دیگر با معنی «خال» speck خال، نقطه، لکه freckle خال، گندمه، کنجدک fleck خال، لکه، گندمه speckle خال، لک يالکه کوچک، لک دار يا خالدار کردن beauty spot خال، خال کوچک، خال زيبايي beauty-spot خال mole خال mouldwarp خال repeat mark خال ace تک خال، آس، ذره