spile
معنی فارسی
ميخ چوبي ، ميخچه ، گل ميخ ، توپي ، سورخ کردن ،
جاي توپي گذاشتن در (چليک)
معنی کامل و مثالها
/spīl/n., vt.
● (برای گرفتن سوراخ یا مجرای بشکه) توپی، سوراخگیر
● (قیف یا لوله که برای گرفتن شیرهی درخت افرا به تنهی آن فرو میکنند) شیرهگیر، شهدگیر، شیره گیرفروکردن (به درخت)
● (تیر چوبی که در زمین فرو میکنند که روی آن بنایی بشود مثلا در زمینهای سست) تیرپایه، تیربنیاد، نگهدار، با تیر محکم کردن یا پایه سازی کردن
● با توپی سوراخ بشکه را بستن
تعریف انگلیسی
noun
- a plug used to close a hole in a barrel or flask
- a column of wood or steel or concrete that is driven into the ground to provide support for a structure
مترادفها
noun
1. See spigot.
2. Pile.