splintered
UKsplintəd
US'splıntəd
معنی فارسی
شکافتن قاش کردن شکستن خرد کردن تخته بندي کردن
شکافتن قاش کردن شکستن خرد کردن تخته بندي کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن