دیکشنری فارسی

splintering

UKsplintəriŋ US'splıntərıŋ

معنی فارسی

شکافتن قاش کردن شکستن خرد کردن تخته بندي کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of chipping something

واژه‌های دیگر با معنی «شکافتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن