دیکشنری فارسی

splinters

UKsplintəz

معنی فارسی

شکافتن قاش کردن شکستن خرد کردن تخته بندي کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. wood in small pieces or splinters “the vessel was beaten to matchwood on the rocks”

مترادف‌ها

noun plural
Flinders, fragments.

واژه‌های دیگر با معنی «شکافتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن