دیکشنری فارسی

stages

UKsteidʒiz US'steıdʒəz

معنی فارسی

صحنه سن بازي گاه فن نمايش بازيگري تلواره سکو چوب بست

واژه‌های دیگر با معنی «صحنه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن