stand offish معنی فارسی کناره گير کناره جو غيرمعاشر واژههای دیگر با معنی «کناره گير» unapproachable کناره گير، ديرجوش، بدبرخورد seceder کناره گير، منتزع شونده . sideliner ادم کناره گير، تماشاچي. withdrawn اسم مفعول: withdraw، کناره گير، انزواطلب standoff ايستاده در کنار، کناره گير، کناره گيري retired بازنشسته، متقاعد، کناره گير upstage در عقب صحنه ي تئاتر، وابسته به عقب يا بالاي صحنه، کناره گير retiring غير معاشر، کمرو، کناره گير superannuating غير معاشر، کمرو، کناره گير coy باشرم، شرمرو، کناره گير