دیکشنری فارسی

stays

UKsteiz USsteız

معنی فارسی

ماندن توقف کردن ايست کردن مکث کردن تاب آوردن دوام کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a woman's close-fitting foundation garment

مترادف‌ها

noun plural
Corsets.

واژه‌های دیگر با معنی «ماندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن