stead
UKstedfɑːst
USsted
معنی فارسی
جا عوض
معنی کامل و مثالها
/sted/n., vt.
● جا، محل، سو، جانب
instead of
بجای
to send someone in one's stead
کسی را بجای خود (یا از جانب خود) فرستادن
● فایده، کارایی
to stand someone in good stead
خوب به درد کسی خوردن
● (قدیمی) به درد خوردن، کارگر شدن
مترادفها
noun
[Written also Sted] Place, room.