دیکشنری فارسی

stereography

معنی فارسی

مجسم فن نمايش اجسام جامدبرسطح مستوي

معنی کامل و مثال‌ها

/ster´ē äg´rǝ fē/n.

برجسته نگاری، استرئوگرافی

واژه‌های دیگر با معنی «مجسم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن