دیکشنری فارسی

encarnalize

معنی فارسی

مجسم کردن تندار کردن تنديس کردن جسماني کردن شهواني کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/en kär´nǝl īz´/vt.

مجسم کردن، تندار کردن، تندیس کردن

جسمانی کردن، شهوانی کردن

واژه‌های دیگر با معنی «مجسم کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن