encarnalize
معنی فارسی
مجسم کردن تندار کردن تنديس کردن جسماني کردن شهواني کردن
معنی کامل و مثالها
/en kär´nǝl īz´/vt.
● مجسم کردن، تندار کردن، تندیس کردن
● جسمانی کردن، شهوانی کردن
مجسم کردن تندار کردن تنديس کردن جسماني کردن شهواني کردن
/en kär´nǝl īz´/vt.
● مجسم کردن، تندار کردن، تندیس کردن
● جسمانی کردن، شهوانی کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن