دیکشنری فارسی

stifled

UKstaifəld US'staıfəld

معنی فارسی

خفه کردن خاموش کردن فرو نشاندن پنهان کردن خاموش شدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. held in check with difficulty “a smothered cough” “a stifled yawn” “a strangled scream” “suppressed laughter”

واژه‌های دیگر با معنی «خفه کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن