دیکشنری فارسی

storehouse

UKstɔːhaus US'stɔ:'haus

معنی فارسی

انبار مخزن

معنی کامل و مثال‌ها

/-hous´/n.

● انبار، مخزن، خزانه، نهادگاه

● منبع، سرچشمه، نهشگاه

the sea is a great storehouse of raw materials

دریا منبع بزرگی از مواد خام است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a depository for goods “storehouses were built close to the docks”

مترادف‌ها

noun
Magazine, warehouse, repository, store, depot.

واژه‌های دیگر با معنی «انبار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن