دیکشنری فارسی

subjoining

UKsʌbdʒɔiniŋ

معنی فارسی

افزودن در پايان افزودن اضافه کردن ضميمه کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of supplementing

واژه‌های دیگر با معنی «افزودن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن