دیکشنری فارسی

sublimely

UKsəblaimliː

معنی فارسی

بلند عالي بلند مرتبه والا بلند پايه رويي سطحي

تعریف انگلیسی

adverb
  1. completely; in a lofty and exalted manner “awaking in me, sublimely unconscious, interest and energy for tackling these tasks”

واژه‌های دیگر با معنی «بلند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن