دیکشنری فارسی

succulent

UKsʌkjulənt US'sʌkjəlınt

معنی فارسی

پرآب آبدار شاداب گوشت دار

معنی کامل و مثال‌ها

/suk´yōō lǝnt/adj., n.

آبدار، پرآب

succulent peaches

هلوهای آبدار

شاداب، سرزنده، گرم و گیرا، شاد و خرم

(گیاه شناسی) شیره‌دار

the succulent leaves of a cactus

برگ‌های شیره‌دار کاکتوس

گیاه شیره‌دار

a cactus is a succulent

کاکتوس گیاه شیره‌دار است.

مترادف‌ها

adjective
Juicy, sappy, lush, full of juice, succulous, nutritive.

واژه‌های دیگر با معنی «پرآب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن