waterlogged
US'wɔtə'lɔgd
معنی فارسی
پرآب پر از آب سنگين خيس آب
معنی کامل و مثالها
/-lôgd´/adj.
● خیس آب، غرق آب، اشباع از آب، سیراب، آبگین
● باتلاقی