دیکشنری فارسی

waterlogged

US'wɔtə'lɔgd

معنی فارسی

پرآب پر از آب سنگين خيس آب

معنی کامل و مثال‌ها

/-lôgd´/adj.

خیس آب، غرق آب، اشباع از آب، سیراب، آبگین

باتلاقی

واژه‌های دیگر با معنی «پرآب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن