superi or TO bribery معنی فارسی منزه رشوه يا ارتشا مستغني رشوه با ارتشا واژههای دیگر با معنی «منزه» sacrosanct منزه از دستبرد، واجب الحرمت، مقدس superempirical برتر، منزه، خارج از جهان مادي. holy مقدس، منزه وپاکدامن، وقف شده infallibly با مصونيت از خطا، بطور منزه از خطا، بدون خطا sanctified مقدس، پاک، منزه infallible لغزش ناپذير، مصون از خطا، منزه از گناه impeccable معصوم، بيگناه، منزه از گناه inviolable مصون حرمت کردني، واجب الحرمت، مقدس