susceptibility
معنی فارسی
استعداد امادگي قابليت حساسيت
معنی کامل و مثالها
/sǝ sep´tǝ bil´ǝ tē/n., pl.
● مستعد بودن، استعداد، پذیراگری
the susceptibility of some people to some diseases
مستعد بودن برخی از مردم نسبت به ابتلا به برخی بیماریها
● آسیب پذیری
the susceptibility of this city to submarine attacks
آسیب پذیری این شهر در مقابل حملهی زیر دریاییها
● (جمع) احساسات، شورمندی، سهشها
you should not do anything to offend the susceptibilities of the natives
شما نباید اقدامی بکنید که موجب جریحه دار شدن احساسات بومیان بشود.
● (فیزیک) پذیرش آهنربایی، مغناطیس پذیری
مترادفها
noun
Sensitiveness, impressibility, susceptibleness, susceptivity, excitability.