دیکشنری فارسی

susceptibility

UKsəseptəbilitiː USsə'septə'bılətı

معنی فارسی

استعداد امادگي قابليت حساسيت

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ sep´tǝ bil´ǝ tē/n., pl.

مستعد بودن، استعداد، پذیراگری

the susceptibility of some people to some diseases

مستعد بودن برخی از مردم نسبت به ابتلا به برخی بیماری‌ها

آسیب پذیری

the susceptibility of this city to submarine attacks

آسیب پذیری این شهر در مقابل حمله‌ی زیر دریایی‌ها

(جمع) احساسات، شورمندی، سهش‌ها

you should not do anything to offend the susceptibilities of the natives

شما نباید اقدامی بکنید که موجب جریحه دار شدن احساسات بومیان بشود.

(فیزیک) پذیرش آهنربایی، مغناطیس پذیری

مترادف‌ها

noun
Sensitiveness, impressibility, susceptibleness, susceptivity, excitability.

واژه‌های دیگر با معنی «استعداد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن