دیکشنری فارسی

susceptibility

UKsəseptəbilitiː USsə'septə'bılətı

معنی فارسی

استعداد امادگي قابليت حساسيت

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ sep´tǝ bil´ǝ tē/n., pl.

● مستعد بودن، استعداد، پذیراگری

the susceptibility of some people to some diseases

مستعد بودن برخی از مردم نسبت به ابتلا به برخی بیماری‌ها

● آسیب پذیری

the susceptibility of this city to submarine attacks

آسیب پذیری این شهر در مقابل حمله‌ی زیر دریایی‌ها

● (جمع) احساسات، شورمندی، سهش‌ها

you should not do anything to offend the susceptibilities of the natives

شما نباید اقدامی بکنید که موجب جریحه دار شدن احساسات بومیان بشود.

● (فیزیک) پذیرش آهنربایی، مغناطیس پذیری

تعریف انگلیسی

noun
  1. the state of being susceptible; easily affected “Attrubites: susceptible, unsusceptible, insusceptible”

مترادف‌ها

noun
Sensitiveness, impressibility, susceptibleness, susceptivity, excitability.

واژه‌های دیگر با معنی «استعداد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن