دیکشنری فارسی

swilling

US'swılıŋ

معنی فارسی

سر کشيدن زودخوردن اب کشيدن اب زدن گنداب يساب نواله ابکشي

تعریف انگلیسی

noun
  1. the drinking of large mouthfuls rapidly

واژه‌های دیگر با معنی «سر کشيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن