دیکشنری فارسی

swindling

UKswindliŋ US'swındlıŋ

معنی فارسی

گول زدن مغبون کردن گوش بري کردن قاچاق کردن گول زني قاچاق حيله

مترادف‌ها

noun
Knavery, cheating, rascality, roguery, imposture.

واژه‌های دیگر با معنی «گول زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن