sympathized
UKsimpəθaizd
US'sımpə'θaızd
معنی فارسی
همدردي ياهم فکري کردن موافقت کردن
همدردي ياهم فکري کردن موافقت کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن