دیکشنری فارسی

symphony

UKsimfəniː US'sımfənı

معنی فارسی

هم اهنگي هم صدايي ترانه توافق

معنی کامل و مثال‌ها

/sim´fǝ nē/n., pl.

● (موسیقی) سمفونی (قطعه‌ی موسیقی کامل که معمولا چند movement دارد)

● بخش آوازی قطعه‌ی موسیقی

● (مخفف) symphony orchestra

● (عامیانه) کنسرت (توسط ارکستر سمفونی)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a long and complex sonata for symphony orchestra
  2. a large orchestra; can perform symphonies “we heard the Vienna symphony”

مترادف‌ها

noun
Consonance, harmony, music, concert.

واژه‌های دیگر با معنی «هم اهنگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن