دیکشنری فارسی

takeoff

UKteikiːf US'teı'kɔf

معنی فارسی

برخاستن.

معنی کامل و مثال‌ها

/tāk´ôf´/n.

(هواپیما) خیز، پرواز

خیزگاه

(اقتصاد و غیره) جهش، خیزش، مرحله‌ی رشد سریع

Taiwan's economy has reached the takeoff stage

اقتصاد تایوان به مرحله‌ی خیزش رسیده است.

(عامیانه) تقلید خنده آور، ادا درآوردن (take-off هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a departure; especially of airplanes
  2. the initial ascent of an airplane as it becomes airborne
  3. a composition that imitates or misrepresents somebody's style, usually in a humorous way
  4. humorous or satirical mimicry

واژه‌های دیگر با معنی «برخاستن.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن